آرشیو دسته ها: خانواده

استقلال عاطفی

خود متمایز سازیهر نوزاد از بدو تولد تا مدتها تمایز خود را با جهان احساس نمی کند. یعنی جدایی خود را با اشیا و اطرافیان درک نمی کند. به عبارتی دیگر احساس وحدتی نا آگاهانه با جهان دارد و کترت را درک نمی کند.
مفهوم خود ” متمایز سازی” را اولین بار “موری بون” ارائه کرد و آن را جدایی تفکر از احساس، بلوغ عاطفی و استقلال عاطفی دانست.
“یویایون” هم بعدها تعریف این مفهوم را اینچنین بیان کرد: تمایز یافتگی حاصل فرآیند یادگیری در جریان زندگی است و احساس نیاز به برقراری تعادل مناسبی بین اهداف و ارزشهای شخصی است هنگامی که با گروه مشارکت دارد
به بیان ساده خود متمایزسازی تفکیک عقل از هیجان و تفکیک خودمان از جمعی است که به آن تعلق داریم.
از جمله خصوصیات افراد تمایز یافته  عدم آسیب پذیری عقاید، خویشتن مستحکم،مسئولیت پذیری، توانایی ارزش گذاری به قضاوت شخصی،مهارت برقراری ارتباطات کارآمد،توانایی ایجاد تماس عاطفی و…است و از فواید آن بالا رفتن عزت نفس و سلامت جسم و روان است.
بون نظريه ي خويش را درباره ي نيرهايي كه در درون خانواده جاي دارند و در پي وحدت و با هم بودن يا بر عكس فرديت هستند ساخته است. به نظر بوون، درجه ي ظهور و تفكيك خويشتن در هر فرد، بيانگر ميزان توانايي او براي تمييز فرايند عقلي از فرايند احساسي است كه وي تجربه مي كند. يعني درجه ي توانايي فرد براي اجتناب از تبعيت خودكار رفتار از احساسات، بيانگر ميزان تفكيك خويشتن است.

خود متمايز سازي در واقع رسيدن به درجه اي از بلوغ عاطفي مي باشد، البته انتخاب و پاسخ دهي به صورت متفاوت جرات مي خواهد، زيرا فرد خطر خشم يا طرد اعضاي خانواده را مي پذيرد. فردي كه مي خواهد خود را متمايز كند، موضوع من را انتخاب مي كند (مستقل بودن ) تا اين موارد را انتقال بدهد، اين چيزي است كه من فكر مي كنم، اين عقيده ي من است، اين كاري است كه من انجام خواهم داد.

افرادي كه به تمايز يافتگي كافي مي رسند، به احتمال زياد در رسيدن به تشخيص هويت موفق تر عمل مي كنند. از ويزگي هاي افرادي كه به تشخيص هويت رسيده اند مي توان به مواردي مانند: آگاهي از نيازها و توانايي ها و حقوق شخصي، شناخت ارزش ها و استعدادهاي خود، داشتن اعتماد به نفس بالا و قدرت تصميم گيري قوي اشاره كرد كه اين صفات در فرايند بلوغ حرفه اي نقش اساسي دارند.

بازدید کننگان، دوستان و همکاران عزیزم
برای من بسی مایه خرسندی است که در تکمیل پرسش نامه پژوهشی از نظرات شما عزیز استفاده می کنم. باشد که این فداکاری شما محصول پژوهشی ارزنده ای برای کشور عزیزمان به ارمغان بیاورد.
در حدود 5 دقیقه برای تکمیل این پرسش نامه نیاز هست از اینکه زمان ارزشمند خود را صرف تکمیل این پرسش نامه می کنید بسیار متشکرم.
این پرسشنامه 20 سوالی به صورت اینترنتی می باشد. ضمنا اطلاعات شما کاملا محرمانه می ماند.

برای اجرای پرسشنامه کلیک کنید

چگونه طلاق رخ می دهد؟

طلاق

رابطه زناشویی می تواند مجروح شود، حالش خوب یا بد شود و یا نابود گردد؛ رابطه ای به ظاهر مرده در واقع کاملا از بین نرفته است؛ خفته و ته نشین شده است؛ در خاطرات یا ناخود آگاهی آرمیده است که بر آن اثر گذاشته است. اگر ما به مثال زندگی زناشویی توجه کنیم مشاهده خواهیم کرد که تمام داستان رابطه میان زن و شوهر از وحدت و یکی بودن به اختلاف و جدایی تبدیل می شود.

به عنوان مثال:

عشق ما تغییر ماهیت داده است

رابطه ما برای آنکه یک عمر پایدار بماند ایجاد شده بود.

کیفیت زندگی ما ارزش توجه داشت ولی تو با رفتاری که کردی، پراکنده اش کردی.

رابطه گاهی فرد را می بلعد. دیده شده است که افراد نه توسط شخصی دیگر از خود بیگانه شده اند، بلکه توسط ارتباطی که به منظور رسیدگی، توجه، رعایت اداب رسوم و ترتیبات پیچیده و باور نکردنی؛ این چنین شده اند. گاهی یک از زوجین فقط با انرژی خود رابطه ای را که از دو طرفه بودن خارج شده است تغذیه می کند و رابطه ای غصبی ایجاد می کند.

زنی از خود گذشتگی و فداکاری، باور نکردنی خود را در همه زمینه ها به شوهرش چنین شرح داد: من خرج تحصیل او را دادم، برای شروع به کار به او کمک مالی کردم، هرگز به تعطیلات نرفتم، به عنوان رابطه میان مادرش و او عمل کردم و امروز او ناگهان مرا ترک می کند و در نیازمندی رها می کند.

عشقمان؛ این کلمه ظاهرا ساخته خیال این زن است. مشاهده شده است که اکثریت مردم اهمیت کمی به رابطه می دهند و قرارداد عقد و ازدواج را برای حفظ موجودیت رابطه کافی می دانند. در این موارد رابطه که به هیچ عنوان تغذیه و حفظ نمی شود به تدریج تضعیف و پژمرده می گردد. گاهی کافی است به اطراف خود نظری بیفکنیم تا مشاهده کنیم که از بعضی روابط زناشویی یا رابطه میان والدین و فرزندان تنها پوسته یا ظاهری قانونی با محتوا و بدنه کاملا تهی باقی مانده است.

طلاق

همه می دانیم که یک ارگانیسم زنده تا چه حد فضولات و فضولات و زباله تولید میکند. اگر رابطه یک ارگانیسم زنده باشد فقط به خاطر زنده بودنش فضولات هم خواهد داشت که ما آن را آلودگی ارتباطی می نامیم. اگر به این آلودگی توجه نشود و برای دفع آن کاری نشود رابطه قطع خواهد شد، مانند لوله ای که توسط رسوبات گرفته شود و دیگر چیزی از آن عبور نکند. در این حالت است که هر اندازه هم که نیت طرفین درست باشد کار از پیش نمی رود. به این دلیل است که گاهی افرادی که به یکدیگر متعهد و عمیقاً وابسته اند نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. آن ها از طریق لوله ارتباطی مسدود شده یا سوراخ سوراخ نمی توانند با یکدیگر در ارتباط باشند.

مثال:

زن: من او را دوست دارم ولی این همه کدورت و سوء تفاهم و تحقیرهای گذرا و سخنان ناگفته مانع از آن می شوند که من بتوانم او را به طور کامل بپذیرم. من به او علاقه ای توام با خشم فرو خورده دارم.

توجه: بهترین آثاری که دیگران بر ما می گذارند ماجراهای بعدی زندگی ما را رقم می زنند.

چگونه با کودکم رفتار کنم تا خوشبخت شود؟

کودک خوشبخت

هیچ چیزی به اندازه ارتباط برقرار کردن، تبادل نظر و اشتراک افکار با دیگران برای انسان مهم و اساسی نیست. ایجاد رابطه با دیگران، مقبول واقع شدن، احراز هویت، تعلق به یک گروه یا جمعیت و ملیت، از حیاتی ترین و عمیق ترین نیازهای اساسی انسان است. در این بین شیوه های تربیتی والدین بی تاثیر در شکل گیری این الگو نیست. در این مقاله سعی بر آن است تا با مشخص کردن نکاتی، به این مهم بپردازیم.

والدین قبل از اینکه خودمختاری را به کودکان آموزش دهند، آزادی بیان را از آنها می گیرند. و ناراحت کننده اینکه به جای فرزندان خود نیز صحبت می کنند، و بدتر اینکه والدین وجود کودکان خود را نیز نفی می کنند.

به عنوان مثال کودکی بیان می دارد: من می ترسم

والد جواب می دهد: جایی برای ترس نیست.

این پیام که با نیت اطمینان بخشیدن به کودک فرستاده می شود به ظاهر بی اهمیت است. همه والدین می خواهند ترس کودک را برطرف کنند اما مفهوم پاسخ های فوق این است که فرزندم تو نمی توانی به آنچه که احساس می کنی اعتماد کنی، و نمی فهمی چه احساسی میکنی.

وقتی احساس کودک توسط والدین بی ارزش یا نفی می شود و یا احساسی دیگر به او تحمیل می شود، کودک درباره احساس خود شک می کند.

مثالی دیگر: والدی به فرزند خود می گوید: او برادر توست، باید او را دوست داشته باشی، او وقتی اسباب بازی های تو را می شکند، عمدی نیست و …)

با این گونه پیام ها ما به کودکان خود می آموزیم که به خاطر کسانی که ما را دوست دارند باید آنچه احساس می کنیم نفی کنیم و در عین حال می بینیم که آنها احساسات خود را نیز نفی میکنند.

اگر ما والدین سعی نکنیم برخی مقررات سالم را در روابط خود رعایت کنیم، به ناچار در تمام زندگی شرطی شدنهایی که روابط صمیمی مان را تخریب میکنند تحمل کنیم و آن را به دیگران نیز منتقل خواهیم کرد.

نتیجه تربیتی:

برقراری ارتباط با کودک در حرف ساده ولی در عمل مشکل و تابع سه وضعیت اساسی است.

  • من می پذیرم که احساس اشخاص متعلق به خود آنهاست. پس اجازه نخواهم داد کس دیگری به جای من حرف بزند و من هم همینطور به جای شخص دیگری حرف نمی زنم.
  • من می توانم وقتی راجع به خودم حرف می زنم، موضع خودم را مشخص کنم. پس از دیگران هم می خواهم درباره خودشان حرف بزنند
  • قبول می کنم که نظر خودم را با افراد دیگر به اشتراک بگذارم. پس قبول خواهم کرد که شنونده حرف کسی بودن به معنی توافق یا هم نظر بودن با او نیست.

بنابراین به کودکم که می ترسد خواهم گفت: می بینم که تو می ترسی و به او پیشنهاد خواهم کرد که در رابطه با ترسش با من صحبت کند. احتمالاً بعدا می توانم به او بگویم که من نمی ترسم یا حداقل از آن چیزی که او می ترسد نمی ترسم.

با آرزوی توفیق: محمد حسین آسوده

دکتر جان گاتمن (John Gottman)

جان گاتمن:

متولد 26 آپريل 1942، روانشناس مشهور آمریکایی و متخصص حوزه خانواده، بیش از 40 سال است که در زمینه مشاوره خانواده و ازدواج فعالیت می‌کند. گاتمن 40 کتاب در زمینه مسائل ازدواج و خانواده، همچنين 190 مقاله علمی در اين زمينه نوشته است. کتاب‌هاي مشهور وی عبارتند از: «7 اصل موفقیت در ازدواج» و «چرا زندگی های مشترک موفق هستند یا به شکست منتهی می‌شوند» و «افزایش هوش هیجانی کودکان». او چهره شناخته شده‌ای در رسانه‌های آمریکا بوده و به تازگی در یک نظرسنجی از روانشناسان بالینی آمریکا، به عنوان یکی از 10 درمانگر تاثیرگذار در 25 سال گذشته، انتخاب شد. موسسه گاتمن یک موسسه آموزشی و پژوهشی در زمینه روانشناسی خانواده، طلاق و فرزند پروری است. جان گاتمن (John Gottman) که بنیان‌گذار این موسسه است و  در دانشگاه سیاتل به تدریس و پژوهش می‌پردازد در ۴۰ سال گذشته بر روی هزاران زوج پژوهش‌هایی انجام داده و در زمینه پایداری ازدواج و پیش‌بینی طلاق بسیار مشهور است.
شهرت بین‌المللی گاتمن به دلیل تحقيقات و نتايجي است که توانسته در طول 16 سال با بررسی زندگی‌های زناشویی؛ هم زندگی‌های موفق و هم زندگی‌هایی که به شکست منتهی می‌شوند، انجام دهد.
از ديگر آثار گاتمن مي‌توان به كتاب‌هاي «درمان و به‌سازي رابطه‌ها»، «درمان و به‌سازي رابطه‌ها 2»، «چرا ازدواج موفق، چرا ازدواج ناموفق»، نام برد.

جان گاتمن

پژوهشگران موسسه گاتمن به رهبری جان گاتمن در یک پژوهش موفقیت آمیز سعی نموده‌اند که خوشبختی یا طلاق زوجین را از روی برخی عوامل پیش‌بینی کنند. به همین منظور آن‌ها در آخر هفته‌ها زوجین را دعوت می‌کنند تا در یک آپارتمان با امکانات کامل به همراه آینه یک طرفه زندگی کنند. این خانه که “آپارتمان عشق” نامیده می‌شود این امکان را به پژوهشگران می‌دهد که تعاملات صدها زوج را بررسی کنند و بتوانند با دقت ۹۰ درصد طلاق را پیش بینی کنند.

از نظر دکتر جان گاتمن علایمی که پیش‌بینی کننده طلاق هستند عبارتند از:

– شروع یک مشاجره با شدت زیاد

– انتقاد از همسر به جای گلایه کردن

– نشان دادن تنفر و انزجار

– دفاعی بودن زیاد

– فقدان تأیید طرف مقابل در روابط

– زبان بدنی منفی

زوج های خوشبخت چه کار می کنند؟

اما علاوه بر پیش‌بینی طلاق، جان گاتمن می‌گوید که می‌توان خوشبختی و بهبود روابط زوجین را در طول سالیان بعدی نیز پیش بینی کرد. گاتمن در پژوهش‌هایش دریافته است که اگر هر زوج در هفته فقط ۵ ساعت را صرف زندگی مشترکشان کنند روابط شان بهتر خواهد شد. کاری که زوج‌های خوشبخت می‌کنند را به شما توصیه می‌کنیم که عبارتند از:

– خداحافظی: این زوج‌ها هر روز قبل از خداحافظی، درباره کارهایی که قرار است در آن روز بکنند سوالاتی از همدیگر می‌کنند (۲ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، جمعاً ۱۰ دقیقه).

– تجدید دیدارها: این زوج‌ها در پایان هر روز کاری یک گفتگوی آرام و بی استرس با هم دارند. در این فرصت آن‌ها می‌توانند روابط خود را عمیق‌تر سازند و از خستگی و دلمشغولی‌های هم آگاه شوند (۲۰ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه در هفته).

– محبت: این زوج‌ها محبت خود را از طریق رفتارهایی همچون لمس کردن هم، روابط عاشقانه و بخشش در مواقع مناسب ابراز می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۷ روز در هفته و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

– قرار هفتگی: این زوج‌ها یک قرار هفتگی دو نفره در فضایی خلوت و آرامش بخش برای تازه کردن عشق خود دارند (۲ ساعت در هفته).

– تحسین هم و قدردانی: این زوج‌ها هر روز حداقل ۵ بار قدردانی و محبت صادقانه‌ای بین خود رد و بدل می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

بنابراین با توجه به کارهایی که زوج‌های خوشبخت انجام می‌دهند می‌بینیم که انجام این کارها زیاد زمان‌بر نیست. اما همین کارهای به ظاهر ساده می‌تواند روابط زناشویی زوجین را به طرز شگفت انگیزی بهتر کند.

درسهایی برای داشتن یک خانواده شاد

هشت درس ازدواج موفق

افراد زندگی مشترک خود را با این امید شروع میکنند که در کنار هم برای همیشه خشنود و رضایتنمد زندگی کنند. زندگی زناشویی پرفراز و نشیب است، و زوج های بسیاری آن را تحمل نمی کنند و تصمیم به ترک آن می گیرند، در حالی که اگر مهارت های زندگی شاد را می دانشتند، شرایط بهبود می یافت. پژوهش های اخیر نشان می دهد سه زوج از هر 4 زوج متقاضی طلاق وقتی تصمیم گرفتند که به زندگی مشترک ادامه دهند، پس از گذشت 5سال زندگی رضایتمندانه تری داشته اند. متاسفانه تجربه نشان می دهد، افرادی که طلاق می گیرند به ندرت به رضایت و خشنودی مورد نظر خود دست می یابند. زوجین معمولا برای خشنود کردن یکدیگر تلاش نمی کنند، بلکه فقط به دنبال این هستند که همسرشان، آنها را خشنود و راضی کند و گاهی این را مسئولیت طرف مقابل می دانند که باید در خدمت نیازها و خواسته های او باشد.

از نقطه نظر گلاسر بیشتر زوجین سعی می کنند که با رفتار خود طرف مقابل را کنترل، تحقیر، و در او احساس شرم و گناهکاری ایجاد کنند. که در انتها منجر به شکست روابط زناشویی می شود. بر این اساس دکتر گلاسر بر اساس تجربیات خود مسایلی را مطرح می کند که اگر هر کدام از زوجین به سهم خود این نکات را رعایت کند می تواند در بهبود و خوشبختی زندگی زناشویی خود گام های بلندی بردارد. که به طورخلاصه به این شرح می باشد:

1- کنترل همسر ازدوج را نابود می کند: در این مورد هر کدام از زوجین همیشه فکر می کنند که می داند چه چیزی برای دیگری خوب است و چون می داند چه چیزی به صلاح دیگری است، احساس میکند رسالت دارد دیگری را به انجام رفتارهایی وادارد که خود می خواهد. حال اگر زوجین به این رفتار خود ادامه دهند یا درتلاش برای کنترل دیگری هستند و یا می کوشند از کنترل شدن توسط همسر فرار کنند. این موضوع باعث می شود عشق و صمیمیت از روابط شان رنگ ببازد.

2- همه رفتارهایمان را انتخاب می کنیم: وقتی همسرتان شما را سرزنش می کند یا از شما انتقاد می کند وی این رفتار را انتخاب کرده و در مقابل اگر شما هم با وی مشاجره کنید شما هم رفتار خود را انتخاب کرده اید. هر دوی شما آنچه را انجام داده اید انتخاب کرده اید و هر دو بر این باور بوده اید که انچه انجام می دهید، درست است، پس با این رفتار تلاش می کنید که طرف مقابل را کنترل کنید. کنترل همسر در ساختار ژن های ما انسان ها قرار ندارد، بلکه کنترل کردن همسر انتخاب شده است و نه یک نیاز. بنابراین لازم نیست در روابط زناشویی خود آن را به کار ببرید. اگر چه کنترل کردن همسر و دیگران از نیاز ما به قدرت نشئت می گیرد، اما یک رفتار آموخته شده است.

3- نیاز به آزادی: همه ما انسان ها نیاز به آزادی سالم داریم و هر همسر نیاز دارد که برای ارضای نیاز به آزادی سالم خود، برخی روزها، به دور از کنترل چشمان همسر با دوستان و آشنایان و خانواده اصلی خود بیرون برود و در پایان روز به خانه برگردد.

4- نیاز به تفریح: به اعتقاد گلاسر تفریح سالم یاری رسان به خانواده و ازواج است.

5- از عادت های مخرب خود دوری کنید: اولین عادت بد انتقاد است که منجر به سرزنش زوجین از همدیگرمی شود. به مرور که سرزنش کردن ها ادامه یافت خانواده دچار مشاجره های طولانی مثل عیبجویی، شوخی های کنایه دار و غیره می شود که باعث بالارفتن بحث و مشاجره می شود. وقتی مشاجره بالا گرفت یکی از زوج ها غر می زند و دیگری تهدید میکند که در نهایت به تنبیه و سپس منجر به افشا شدن اختلافات به بیرون خانواده می شود. که این خود به باج خواهی و باج گیری منجر خواهد شد. بنا بر نظر گلاسر برای دوری از این عادت های مخرب سعی کنید از عادت های مهر آمیز استفاده کنید که عبارتند از حمایت، تشویق، گوش دادن، پذیرش، اعتماد، احترام گذاشتن و مذاکره در مورد تفاوت ها.

6- با دنیای مطلوب یکدیگر آشنا شوید: لازم است بدانیم این دنیا یک جهان اخلاقی، یک رژیم غذایی، یا یک دنیای ورزشی نیست. یک جهان مربوط به احساسات خوب است که از خوشایند ترین هیجانات ما تشکیل شده است. اما از آنجا که این دنیا با لذت مرتبط است میتواند برای زندگی زناشویی بسیار تخریبگر باشد. تصاویر نسبتا کوچک از چیزهایی که در دنیای مطلوب شما وجود دارد می تواند اثرات مخرب یا مثبتی در زندگی زناشویی داشته باشد.

برای مثال تصور کنید شوهر شما سیگاری نیست ولی دوست دارد هر شب بعد از شام روی بالکن یا در حیاط منزل یک یا دو نخ سیگار بکشد. کشیدن این دو نخ سیگار در دنیای مطلوب او تصاویر مهمی هستند. اگر چه سیگار کشیدن او در بیرون از خانه برای شما چندان ضرر جسمی ندارد ولی شما دوست ندارید اصلا همسر شما سیگار بکشد. و از این رو در مورد سیگار با هم مجادله می کنید. بدین وسیله عادت های تخریبگر روابط انسانی، با بحث همیشگی شما بر سر سیگار، در زندگی شما شکل می گیرد و تداوم می یابند.

7- با احتیاط آنچه برای زندگیتان انجام می دهید با فرزندانتان در میان بگذارید: فرزندان شما باید از تنش ایجاد شده در اثر مشکلات بین شما آگاه باشند. بی تردید شما می توانید با کودکانتان جوری رفتار کنید که نارضایتی شما بر آنها تاثیر زیادی نگذارد.

تخلیص: محمد حسین آسوده

منبع: هشت درس برای زندگی زناشویی شادتر، ترجمه دکتر علی صاحبی

 

1 2 3