چگونه طلاق رخ می دهد؟

طلاق

رابطه زناشویی می تواند مجروح شود، حالش خوب یا بد شود و یا نابود گردد؛ رابطه ای به ظاهر مرده در واقع کاملا از بین نرفته است؛ خفته و ته نشین شده است؛ در خاطرات یا ناخود آگاهی آرمیده است که بر آن اثر گذاشته است. اگر ما به مثال زندگی زناشویی توجه کنیم مشاهده خواهیم کرد که تمام داستان رابطه میان زن و شوهر از وحدت و یکی بودن به اختلاف و جدایی تبدیل می شود.

به عنوان مثال:

عشق ما تغییر ماهیت داده است

رابطه ما برای آنکه یک عمر پایدار بماند ایجاد شده بود.

کیفیت زندگی ما ارزش توجه داشت ولی تو با رفتاری که کردی، پراکنده اش کردی.

رابطه گاهی فرد را می بلعد. دیده شده است که افراد نه توسط شخصی دیگر از خود بیگانه شده اند، بلکه توسط ارتباطی که به منظور رسیدگی، توجه، رعایت اداب رسوم و ترتیبات پیچیده و باور نکردنی؛ این چنین شده اند. گاهی یک از زوجین فقط با انرژی خود رابطه ای را که از دو طرفه بودن خارج شده است تغذیه می کند و رابطه ای غصبی ایجاد می کند.

زنی از خود گذشتگی و فداکاری، باور نکردنی خود را در همه زمینه ها به شوهرش چنین شرح داد: من خرج تحصیل او را دادم، برای شروع به کار به او کمک مالی کردم، هرگز به تعطیلات نرفتم، به عنوان رابطه میان مادرش و او عمل کردم و امروز او ناگهان مرا ترک می کند و در نیازمندی رها می کند.

عشقمان؛ این کلمه ظاهرا ساخته خیال این زن است. مشاهده شده است که اکثریت مردم اهمیت کمی به رابطه می دهند و قرارداد عقد و ازدواج را برای حفظ موجودیت رابطه کافی می دانند. در این موارد رابطه که به هیچ عنوان تغذیه و حفظ نمی شود به تدریج تضعیف و پژمرده می گردد. گاهی کافی است به اطراف خود نظری بیفکنیم تا مشاهده کنیم که از بعضی روابط زناشویی یا رابطه میان والدین و فرزندان تنها پوسته یا ظاهری قانونی با محتوا و بدنه کاملا تهی باقی مانده است.

طلاق

همه می دانیم که یک ارگانیسم زنده تا چه حد فضولات و فضولات و زباله تولید میکند. اگر رابطه یک ارگانیسم زنده باشد فقط به خاطر زنده بودنش فضولات هم خواهد داشت که ما آن را آلودگی ارتباطی می نامیم. اگر به این آلودگی توجه نشود و برای دفع آن کاری نشود رابطه قطع خواهد شد، مانند لوله ای که توسط رسوبات گرفته شود و دیگر چیزی از آن عبور نکند. در این حالت است که هر اندازه هم که نیت طرفین درست باشد کار از پیش نمی رود. به این دلیل است که گاهی افرادی که به یکدیگر متعهد و عمیقاً وابسته اند نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. آن ها از طریق لوله ارتباطی مسدود شده یا سوراخ سوراخ نمی توانند با یکدیگر در ارتباط باشند.

مثال:

زن: من او را دوست دارم ولی این همه کدورت و سوء تفاهم و تحقیرهای گذرا و سخنان ناگفته مانع از آن می شوند که من بتوانم او را به طور کامل بپذیرم. من به او علاقه ای توام با خشم فرو خورده دارم.

توجه: بهترین آثاری که دیگران بر ما می گذارند ماجراهای بعدی زندگی ما را رقم می زنند.

یک دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *