فرزند پروری با کمک تئوری انتخاب

parenting glasser

وقتی شما بر اساس قوانین نظریه ی انتخاب با فرزندتان رفتار می کنید،نظریه ی انتخاب تبدیل به یک الگوی رفتاری در فرزند شما می شود.

در درجه ي اول بدانیم که مالک فرزندانمان نیستیم و کنترل چندانی هم بر رفتارهای آنها نداریم. در روابطمان با بچه ها باید با محدوده ی وظایف خود آشنا بشویم و در چارچوب این محدوده حداکثر تلاش خود را بکنیم. هرچه پای خود را بیشتر از محدوده ای که نظریه ی انتخاب تعیین کرده است بیرون بگذاریم(فرزندمان را کنترل کنیم) نتایج کمتری می گیریم و شکاف رابطه ی بین شما و فرزندتان بیشتر می شود.

ما فقط رفتار خودمان را می توانیم کنترل کنیم

اصل بدیهی نظریه ی انتخاب در مورد فرزندپروری این است:

اگر می خواهی فرزندت شاد،موفق و با تو صمیمی باشد،کاری نکن که فاصله ی تو و او زیاد شود.

و این بدان معناست که فرزندانتان را تنبیه ،تهدید و تحقیر نکنید و به آنها زیاد عشق بورزید.

اگر فرزندان شما از گذراندن وقتشان با شما شاد و خشنود می شوند،شما به عنوان پدر یا مادر والدین خوشبختی خواهید بود.اما در بیشتر مواقع والدین در مقابل فرزندانشان احساس مالکیت دارند و بر این اساس که صلاحیت فرزندانشان را می دانند فرزندانشان را تنبیه یا تشویق می کنند تا کاری را که از نظر آنها درست است را انجام بدهند و بعد بر این اصل چنان اصرار می ورزند که رابطه ی خود با فرزندشان را خراب می کنند.البته ما در بیشتر مواقع می توانیم کودکانمان را مجبور به انجام کارها یی بکنیم که صلاح می دانیم اما هزینه ی این عمل بالاست در روابط چنین والدین و فرزندانی اولین چیزی که قربانی می شود نزدیکی و صمیمیت است.

چگونه در عمل نظریه ی انتخاب را به فرزندانمان آموزش بدهیم؟

بعد از مطالعه ی متن بالا ممکن است این سئوال برای شما مطرح شود که اگر فرزندانمان را تنبیه نکنیم در مقابل رفتار های ناشایست آنها چه عملی را می توانیم انجام بدهیم؟وقتی فرزندتان رفتار ناشایستی انجام می دهد خیلی آرام از او بخواهید به اتاقش برود یا روی صندلی آرام بنشیند.وقتی می خواهد به اتاقش برود بگویید وقتی آرام شدی از اتاقت بیا بیرون .دوست دارم درباره ی اتفاقی که افتاد با هم حرف بزنیم و ببینیم می توانیم کاری کنیم که دیگر اتفاق نیافتد.البته گر هم نمی خواهی حرف بزنی اشکالی ندارد من آرامشم را حفظ می کنم تا آرام شوی.(این مهم است که به فرزند خود حق انتخاب بدهید،و نشان بدهید که با گفتگو می توان مشکلات را حل کرد)صرف نظر از اینکه فرزندتان کدام گذینه را انتخاب می کند وقتی از اتاقش بیرون آمد با او خوش رفتاری کنید تا بفهمد همه چیز تمام شده و ناراحتی برطرف شده است.

 سعی کنید به کرات در روابط با فرزندانتان از اصول نظریه ی انتخاب استفاده کنید و حتی اصول آن را مستقیما به آنها آموزش بدهید.می توانید از دنیای کیفی و رفتار کلی با فرزندتان صحبت کنید.همیشه سعی کنید تصویر خود در دنیای کیفی فرزندانتان را ارتقا دهید این یک سرمایه گذاری ارزشمند است شما در جامعه همیشه و همه جا در کنار فرزندتان نیستید اما همواره می توانید در کله ی آنها باشید!وجود یک تصویر قوی از والدین در دنیای کیفی یک نوجوان او را در مقابل بسیاری از آسیب های اجتماعی بیمه می کند.صرف نظر از جنسیت فرزندانتان به آنها صمیمانه عشق بورزید و عشق را به هیچ رفتار خاصی منوط نکنید برای آنها روشن کنید که به هر حال عاشقشان هستید،هرچند اگر نافرمان بشوند عشق ورزیدن به آنها سخت می شود.

بهترین راه عشق ورزیدن به فرزندانتان این است که همیشه آماده ی حرف زدن و گوش کردن باشید.به این ترتیب حق اظهار نظر خواهید داشت و وقتی با اعمال آنها مخالف هستید،حق دارید مخالفت خود را نشان بدهید و در چنین شرایطی به احتمال خیلی زیاد فرزندانتان هم حاضر هستند به حرف هایتان گوش بدهند بدون اینکه رابطه ی شما خراب بشود.

نباید مدام مخالفتتان را به رخشان بکشید.دوبار کافی است.او همان دفعه ی اول توصیه ی شما را شنیده است و می داند از او چه توقعی دارید.

اگر در گذشته عمل بدی را انجام داده آن را به رخش نکشید گذشته ها گذشته است و اشاره کردن به آن جز تفرقه فایده ی دیگری ندارد.اما پرداختن به موفقیت های گذشته،کار خوبی است.البته وقتی فرزنداتان در رابطه با انجام عملی که شما مخالف آن هستید کمک می خواهد،عشق ورزیدن به او سخت می شود.این شما هستید که باید ببینید کاری که می کنید یا نمی کنید باعث دور شدن شما از فرزندتان می شود یا نه.به فرزندتان بگویید برای شما سخت است که از اقدامش حمایت کنيد چون می ترسید ضرر کند.(اگر نخواستید فرزندتان را حمایت کنید حمایت نکنید این به تشخیص شما از مسئله بر می گردد اما نکته مهم این است که هرگز فرزندتان را در چنین مواقعی طرد نکنید.بچه ها تفاوت بین حمایت نکردن و طرد نکردن را بخوبی می دانند.در عین حال به او بگوییدرابطه ی شما با او از هر چیزی مهم تر است و از او کمک بخواهید تا ببینید برای حفظ رابطه ی خوبتان چکار می توانید بکنید.این دایره ی حل والد -کودک است چیزی مانند دایره ی حل در زندگی زناشویی.وقتی فرزندتان خیلی کوچک است ،به او بفهمانید بسیاری از اشتباهات او قابل جبران یا قابل قبول است.به او حالی کنید معدود رفتار هایی هستند که قابل جبران یا پذیرش نیستند.

در مورد کودکان ،توصیه بهتر از دستور است.بدون آنکه بیش از اندازه خودتان را غرق آینده ی او بکنید سعی کنید نزدیکی خود با فرزندتان را حفظ کنید.خودتان را آدمی نشان بدهید که همیشه آماده ی کمک کردن است ولی قصد ندارید کارهای او را انجام بدهید.عاشق فرزندانتان باشید ولی اجازه بدهید آنها اندکی دست و پا بزنند.

در روبط خود و کودکان اعتماد سازی کنید

اعتماد سازی یعنی به فرزندان خود بفهمانید که هر کاری بکنند یا هر حرفی بزنند طردشان نخواهید کرد.البته وقتی بچه ها وارد مقطع نوجوانی می شوند انجام این عمل سخت است با این حال بهتر است که طردشان نکنید.البته منظور این نیست که آنان را در زمینه هایی که با آنها مخالف هستید حمایت کنید.اگر روزی فهمیدید که دیوار های اعتماد بین شما و فرزندتان فرو ریخته هراسان نشوید زیرا نه والدین و نه فرزندان به راحتی قادر نیستند دیگری را از دنیای کیفی خود خارج کنند.در چنین حالتی با فرزندتان حرف بزنید یا به او گوش بدهید و به تدریج به سمت او حرکت کنید.وقتی با کودکی سر و کار دارید که به شما بی اعتماد است اشتباهات خود را به سرعت بپذیرید.نه شما از او انتظار دارید کامل باشد و نه او از شما انتظار دارد کامل باشید.قبول اشتباهات راهی برای اعتماد سازی است.اینچنین پدر و مادر هایی در مقابل آن پدر و مادر هایی که همیشه حق را به خود می دهند قابل اعتماد تر هستند.

مسئولیت پذیری را به آنها یاد بدهید

شما می توانید از سه سالگی به فرزندان خود یاد بدهید که مسئولیت انتخاب های خود را بر عهده بگیرند.البته مسئولیت پذیری به معنای تنبیه نیست.حداکثر کنترلی که باید روی کودکتان اعمال کنید این است که آنها را داخل اتاقشان بفرستید.در تربیت مبتنی بر نظریه ی انتخاب تنبیه جایی ندارد.تنبیه فاصله ی بین والد و کودک را بیشتر می کند.تقریبا تمام بچه ای تنبیه شده ،وقت و انرژی ارزشمند خود را صرف فرار از تنبیه یا مقاومت در برابر آن می کنند،وقت و انرژی با ارزشی که می توانند آن را صرف گسترش زندگی خود و ارضای نیاز های نیاز هایشان کنند.کودکان فقط باید طعم تبعات طبیعی انتخاب های خود را بچشند نه بیشتر.مثلا پسرتان معمولا به موقع سر میز شام حاضر نمی شود باید شامش را بدهید اما سرد و دست خورده.

با کودکتان بابت مشکلات موجود در روابطتان گفتگو کنید آنها را راهنمایی کنید،خواهید دید که آنها خودشان مشکل را حل می کنند.به آنها بگویید که می خواهید از اشتباهاتشان عبرت بگیرند وقتی هر دو نفرمان از انتخاب تو ناراضی هستیم،وظیفه حکم می کند که دست به دست هم بدهیم و کمک کنیم تا راه بهتری را بیابیم.تقریبا همیشه یک راه بهتر وجود دارد.اگر چه تصور می کنم که بچه تر از آن هستی که بدانی چکار می کنی،وارد عمل می شوم و جلوی تو را می گیرم ولی قصدم این نیست که صرفا جلوی تو را بگیرم.قصدم این است که کاری را نکنی که پشیمان بشوی.در اینجا اعتماد مهم ترین چیز است،اگر فرزندتان به شم اعتماد داشته باشد،حرف شما را گوش خواهد داد.

ديگر موارد مهم فرزند پروري بر اساس نظريه ي انتخاب به قرار زير مي باشند:

-برای حل مشکلات خود و کودکتان به آنها گذینه هایی را ارائه بدهید تا از بین آنها یکی را انتخاب کنند.با این کار به کودکتان نشان می دهید که برای حل مشکلاتش از خلاقیت استفاده کند همچنین به ایشان ثابت می شود که شما آدم سختگیری نیستید و نمی خواهید بگویید همیشه حق با شماست.به عنوان مثال در مورد ساعت خواب:می توانید به جای تعیین یک ساعت برای خواب(ساعت 9)به آنها دو یا چند ساعت را برای خواب پیشنهاد کنید(می خواهی در ساعت 9 بخوابی؟یا 8:30 یا 9:15) با اینکار شخصیت فرزنداتان قوی تر می شود می فهمد حق انتخاب دارد و به دیگران متکی نیست.

-وقتی کودکتان مسئولیت تعیین وقت خوابش را بر عهده گرفت به او بگویید آیا می تواند در زمینه های دیگر هم مسئولیت بر عهده بگیرد.

-اگر کودکتان مسئولیت کاری را به عهده گرفت به او بگویید که خشنود هستید که مسئولیت کاری را بر عهده گرفته که قبلا بر سر آن بگو مگو داشته اید و به او بفهمانید از جنگ و دعوا بدتان می آید.

-اگر فرزندتان نتیجه گرفت که انتخاب قبلی اش نتیجه ی بدی برای او داشته است به او نگویید که (من که قبلا به تو گفتم)فقط به او بگویید که انتخاب بعضی از رقتار هایش بر عهده ی خودش است.

-به فرزندتان فقط در اموری حق انتخاب بدهید که توانایی انتخاب دارند.و اگر فکر می کنید آمادگی ندارند حرف خود را اجرا کنید تا آمادگی لازم را کسب کنند.و همیشه نشان بدهید آماده ی بحث و تبادل نظر در مورد زمان فرا رسیدن این آمادگی هستید.در تربیت بر اساس نظریه ی انتخاب هیچ کس بصورت خودکار و بدون تفکر نه نمی گوید.شما هم قصد ندارید این شیوه را به او بیاموزید.

-به کودک خود بیاموزید که بعضی از مسائل غیر قابل مذاکره هستند(مانند مدرسه رفتنش).

-به کودکتان اطمینان بدهید که تا زمانی انتخاب های او به خودش یا اطرافیانش آسیب نزند از او حمایت می کنید.

-هرگاه صلاح دیدید محکم رفتار کنید(اما حدامکان آن را کم انجام بدهید) البته بدون تهدید و تنبیه.در سایر موارد نیز تا حد امکان انعطاف داشته باشید.به آنها یاد بدهید که وقتی چیزی برای شما مهم است هرچقدر هم که اعتراض کنند،کوتاه نمی آیید.محکم برخورد کردن بهتر از پشت گوش انداختن،مردد بودن در مقابل خواسته ی فرزندتان است.

-با بزرگتر شدن فرزندتان به ایشان بیشتر حق انتخاب بدهید و نشان بدهید با بزرگتر شدن و بیشتر مسئولیت پذیرفتن ،شما حاضر هستید در مورد آزادیهایش بیشتر با او گفتگو و مذاکره کنید.وقتي فرزند شما به سن نوجوانی می رسد منع کردن آنها از بعضی از کارها سخت تر می شود ولی سعی کنید کمتر از گذشته آنها را منع کنید تا موقعیت شما در دنیای کیفی فرزندتان تضعیف نشود و این در حالی است که شما باید بیش از هر زمان دیگری موقعیت محکمی در دنیای کیفی آنها داشته باشید.آنها در ساعتی که نمی توانید آنها را محدود کنید(مثل قبل و پس از مدرسه)می توانند خود را در هچل بیندازند.

خيلي مهم:

-در دوره ی جوانی و نوجوانی الکل،مواد مخدر و حتی سکس سر راه فرزند شما کمین کرده است و تنها چیزی که می تواند مانع آلوده شدن آنها شود جلو بودن یا محوریت عکس شما در دنیای کیفی آنها است.بحث حضور صرف شما در دنیای کیفی آنها نیست چرا که همیشه شما در دنیای کیفی آنها خواهید بود.بلکه بحث این است که شدت حضور شما در دنیای کیفی آنها،تاثیر زیادی بر انتخاب های آنها دارد.تمایل شما به مذاکره و اینکه در سال هایی که می توانستيد به فرزندان خود زور بگویید با او مذاکره کرده اید،باعث می شود شما و عقایدتان در دنیای کیفی فرزندتان زنده بماند.در اسرع وقت مذاکره کردن را به فرزندتان بیاموزید.

-هرگز با نوجوان خود مانند یک انسان بزرگسال رفتار نکنید او به همان اندازه ی دوران کودکی به عشق نیاز مند است.البته در این برهه از زمان عشق ورزیدن اندکی به خلاقیت نیاز دارد.

-منتظر فرارسیدن مشکل و درد سر نباشید.باصحبت کردن،خندیدن، و همکاری کردن با فرزند نوجوان خود از بروز دردسر و مشکل پیشگیری کنید.

-اعضای یک خانواده که از روانشناسی کنترل بیرونی استفاده می کنند هنگام بروز مشکلات یکدیگر را سرزنش می کنند .هریک فقط به حق خود می اندیشد.

این کارها حساب پس اندازی هستند که بعدا وقتی با فرزندتان اختلاف نظر جدی پیدا می کنید به کمک شما خواهند آمد.تا زمانی که موارد گفته شده در این پست را رعایت کنید بیشتر احتمال دارد خوشحال و خوشبخت باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *